ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

794

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

بسيط نيازمندند بويژه صنايعى كه در ضروريات زندگى به كار ميروند مانند درودگر يا آهنگر يا خياط يا بافنده يا قصاب [ 1 ] . و وقتى هم اين گونه صنايع در اجتماعات مزبور يافت شود به هيچرو كامل و نيكو نيست ، بلكه از حد ضرورت تجاوز نميكند ، زيرا همه آنها وسائلى براى چيز ديگر هستند و ذاتا و مستقلا مورد نظر نميباشند . و هنگامى كه اجتماع توسعه يابد و بر جمعيت و تمدن آن افزوده شود و در آن ذوق تفنن و امور تجملى پديد آيد آن وقت زيبائى و بهتر كردن هنرها نيز از جملهء خواسته‌هاى چنين اجتماعاتى خواهد بود ، و صنايع با كليهء وسايل مكمل آنها رو بكمال خواهد رفت و صنايع ديگرى كه لازمهء عادات و رسوم ثروت و تجمل است نيز همراه آنها پديد خواهد آمد از قبيل كفشدوز و دباغ و ابريشم باف و ريخته‌گر ( زرگر ) و مانند اينها . و گاهى كه اجتماع بيش از حد توسعه مىيابد انواع صنايع مزبور به جائى ميرسد كه در ميان آنها بسيارى از هنرهاى تفننى و كمالى پديد ميآيد و آنها را در نهايت زيبائى و ظرافت ميسازند و وسيلهء معاش كسانى ميشوند كه در آن شهر آنها را حرفهء خود ميكنند و بلكه از لحاظ سود و بهره بردارى از مهمترين كارها بشمار ميروند چه پيشرفت ثروت و تجمل خواهى آنها را جزو نيازمنديهاى مردم شهر قرار ميدهد مانند : روغنگر ( عطر ساز ) و رويگر و حمامى و آشپز و سازندهء شيره و رب انگور [ 2 ] و سازندهء هريسه [ 3 ] و معلمى كه آوازخوانى و رقص و نواختن طبل را به ديگران ميآموزد و وراقانى ( صحافان ) كه در صنعت استنساخ كتب و تجليد و تصحيح آنها ممارست ميكنند چه اين صنعت از لوازم توسعهء ثروت و رفاه و تجمل خواهى در شهر است كه بامور فكرى اشتغال ميورزند و صنايع ديگرى نظير اينها . و گاهى كه ترقى اجتماع و تمدن از حد ميگذرد پيشرفت صنايع نيز بيش از اندازه ترقى مىكند چنان كه دربارهء مردم مصر ميشنويم در ميان ايشان كسانى هستند كه پرندگان بىزبان و خرهاى اهلى را تعليم ميدهند و اشياى شگفت آورى را تجسم ميدهند چنان كه ذاتى

--> [ 1 - ) ] در تمام چاپها « جزار » است . [ 2 - ) ] شمع ساز : ( ك ) و ( ا ) و ( ب ) . [ 3 - ) ] نوعى طعام است .